واقعیت تلخی که بیشتر دارندگان کسب و کار اینترنتی آن را تجربه کردند

شاید شما هم جزء افرادی هستید که تازه از رشته کامپیوتر و یا یکی از زیرگروه های آن فارغ‌التحصیل شده‌اید. و شاید یک یا چند سال پیش دانشگاهتان را تمام کردید ولی بیکار هستید و یا کار مناسب و مورد علاقه خودتان را پیدا نکردید.

به هر حال هر وقت که به آینده شغلی خود فکر میکنید یکی از گزینه‌هایی که به آن فکر می‌کنید حتما راه‌اندازی کسب و کار اینترنتی است . در ابتدا با خودتان میگویید 

" با حداقل هزینه یک فروشگاه راه میاندازم . و محصولات یکی از دوستانم را در آن میفروشم " 

و یا میگویید " یک سایت شخصی میسازم هزینه‌اش کم است و خودم و تخصصم را معرفی میکنم و بعد از مدتی افراد با من تماس میگیرند تا از تخصص من استفاده کنند . "

شما را نمیدانم ولی من در ابتدای راه کارآفرین شدن چنین فکرهایی کردم .

تجربه ای که من در بین متقاضیان کسب و کار اینترنتی دیدم این بود که برای گرافیک صفحه اول سایت خیلی وسواس به خرج میدهند و من نیز مستثنی نبودم اولین سایتی که برای مجموعه خودمان انتخاب کردم گرافیک بالایی داشت و به همکاری یکی از دوستان بسیار خلاق که طراح حرفه‌ای صفحات وب بود سایت را آپلود کردیم در ابتدا هر کسی که وارد سایت ما میشد محو تماشا میشد. ولی این زیبایی و گرافیک بالا 2 مشکل را منجر شد :

سرعت سایت را کند کرده بود.

دسترسی به مطلب و یا صفحه خاص را مشکل کرده بود 

در ابتدای راه‌اندازی به این موضوع خیلی توجه نداشته بودم و بی صبرانه منتظر دریافت یک ایمیل درخواست همکاری و یا یک تماس بودیم اما خبری نشد . یکی یا دو ماه ابتدایی را با دریافت سفارش از دوست وآشنا هزینه ها را پرداخت کردیم و برای راحت تر شدن روال کاریمان نیز حتی یک سرور اختصاصی اجاره کردیم تا بهتر بتوانیم به مشتریانمان خدمات پشتیبانی ارائه دهیم . نیرویی برای پاسخ گویی استخدام کردیم و همه اینها هزینه داشت . ولی خبری از مشتری نبود .

این موضوع وادارم کرد دوباره سایت را بررسی کنم تا شاید مشکل کار را بیابم بعد از بررسی سایت متوجه شدم خودم که از طراحی سایت باخبر بودم در بین صفحات گم میشوم و گرافیک بالا بعد از گذشت 2 الی 3 دقیقه باعث عصبی شدن بازدید کننده میشود . 

آفرین مشکل نداشتن مشتری و فروش پایین  سایت را فهمیدی !

 

در آن زمان دوستی داشتم که صاحب کسب و کار سنتی بود نه اینترنتی ولی فروشش در زمانی که مجموعه ما فروش 1میلیون تومان رویای ما شده بود بیش از 20 میلیون درمیاورد البته این ماجرا برای ابتدای دهه 90 است و خودتان میتوانید درک بهتری از اختلاف ارقام داشته باشید . او به من گفت درآمد ندارید چون 

دیدگاه خودتان را ارسال کنید:

بازدیدکننده گرامی، اطلاعات شما در پنل کاربری شما محفوظ است و دیده نمیشود. از اعتماد شما سپاسگزاریم